پست سال91!

سال ۹۰ هم تموم!
دلم همش پر بود تو اون سال.از همون عیدش هم شروع شد
خداروشکر امسال با این که طعم عید رو نچشیدم ولی ساده و پر برکت شروع شد.امیدوارم تا آخرش بهتر و بهتر بشه. خیلی خسته ام.نیاز به خوابه اضافه دارم..
مــرا جای خــودم بگذار خودت را جای گهـــواره و آغوشی تسلی بخش کنـارم بـاش همواره ...

سال ۹۰ هم تموم!
دلم همش پر بود تو اون سال.از همون عیدش هم شروع شد
خداروشکر امسال با این که طعم عید رو نچشیدم ولی ساده و پر برکت شروع شد.امیدوارم تا آخرش بهتر و بهتر بشه. خیلی خسته ام.نیاز به خوابه اضافه دارم..
![]()
![]()
عزیزه دلم چقدر مظلوم شدهههه ![]()
سه روزه سره کار میرم.خسته ام.یکمم امروز دلم گرفته بود
آها!یادم رفت به وبلاگم که سنگ صبورم بود بگم من از شهره دیوونه ها خلاص شدم و دوران خوابگاهی و کاردانیم تموم شد! البته با کلی ترس و لرز! همشون پستننننن..حتی نمی خوام یه لحظه تو عمرم به خرم آبادی ها بفکرم
در حال حاضر نمی دونم راجع به چی حرف بزنم! برم یه چرخی بخورم و بعد لالا.امیوارم فردا هم مثل امشب دختر خوبی باشم و بتونم بلاگمو به روز نگه دارم
![]()

خوب از کجا بگم؟!
آخره هفته بابا قراره یه مجلس ختم قرآن بخاطر
فوت عمو بزاره تو مسجد. بنده ی خدا اصلا به روش نمیاره که اوضاع جیبش چطوره،حقوق
این ماهشم که دزدیدن تو خیابون..30درصدشم که رفت واسه کمک به ایتام و سیصد و پنجاه
تومن هم به من داد واسه شهریه و استفاده ی خودم..کلی هم مهمون اومد خونمون سره این
مراسم های عمو.حالاجهنم که من از کت و کول افتادم
خیلی عاشقتممم باباییییمممم 
عشقولانه ایم هم که مترجم شد!
یه شیش هفت زبونی
رو یاد گرفته گلم 
یکشنبه هفته پیش رفتم خرم آباد واسه ثبت نام ترم
جدید(ترم آخر)،مثل هر ترم فقط بلدن حال آدمو بگیرن این لرهای خرم آبادی!
خداروشکر
برعکس خیلیا تونستم 4ترمه واحدامو جمع و جور کنم.یه 2واحدی هم چون ارائه نمی شد
معرفی با استاد گرفتم که امیدوارم این استاده مثل ترم پیش دم به ثانیه بهم استرس
نده!!!
این روزا کارشناسی پیام نور شدیدا فکرمو مشغول
کرده..هرکدومتون نظری راجع به دانشگاهش داشتین حتما بهم بگین که خیلی مهمه
واسم.رشته های مدیریت مخصوصا 
همه دوستام هفتم میرن خرم آباد ولی من بخاطر
همون دو واحد و ثبتش باید پنجم برم و دوروز تنهای تنها تو اون خراب شده
بمونم.
خوابگاهمم که تکلیفش معلوم نیست..آخه دوترمه که از خوابگاه دولتی(گور
باباشون)اومدم بیرون و به همون قیمت رفتم خصوصی..اونم جاشو عوض کرده! 
خیلی دلم واسه عشقولانه ایم تنگ میشه.
.تو خونه
باز یه وبکمی هست،یه یاهویی هست که صبح ها و شب ها کال بزنیم و بحرفیم..اونجا چی
داره؟وایمکسم ساپورت نمی کنه و کافینت هاهم که می خورن درسته آدمو.
ترم پیش باز
اتاق تکی کناره اتاق دوستام گرفتم ولی این ترم فکر نمی کنم همچین چیزی گیرم بیاد و
نمی تونم با عشقولانه ایم راحت بحرفم 
راستی ترم تابستون هم تهران،دانشگاه شریعتی
برداشته بودم که جنازه ام میرسید خونه بس که گرم بود و مترو هم شلوووووغ!
استاداشونم که برعکس ظاهرشون نمره نده!مثلا ادبیات رو فکر می کردم فوقش می شم 18
ولی بهم داده 13!!! کلی معدل کارنامه امو کشیییید پایین! 
برم به بچه های نتی سر بزنم که خیلی وقته پیششون
نبودم!
![]()